پیگیری مفاسد اقتصادی

یکی از مشکلات بزرگی که در کشور ما سالهاست خودنمایی می کند بحث مبارزه با فساد است. هر از گاهی سر و صدایی بلند میشود که فلان مسئول فاسد و خطاکار است و ناگهان هم مانند تب تندی که به عرق سرد بنشیند از تب و تاب هم می افتد و به فراموشی سپرده میشود. در واقع به جز شهرام جزایری که طبق گفته مردم عامه کوچه و خیابان لابد روابط خیلی قدرتمندی نداشت و یا سهم کارتلهای اقتصادی را به خوبی پرداخت نکرده بود مابقی پرونده ها به صورت کجدار و مریز در حال پیگیری است.یکی از مشکلات بزرگی که در کشور ما سالهاست خودنمایی می کند بحث مبارزه با فساد است. هر از گاهی سر و صدایی بلند میشود که فلان مسئول فاسد و خطاکار است و ناگهان هم مانند تب تندی که به عرق سرد بنشیند از تب و تاب هم می افتد و به فراموشی سپرده میشود. در واقع به جز شهرام جزایری که طبق گفته مردم عامه کوچه و خیابان لابد روابط خیلی قدرتمندی نداشت و یا سهم کارتلهای اقتصادی را به خوبی پرداخت نکرده بود مابقی پرونده ها به صورت کجدار و مریز در حال پیگیری است.

در اینکه این پرونده ها دارای پیچیدگهای فنی و تخصصی هستند شکی نیست اما چه کسی است که نداند علت کندی پیشرفت آنها هرچه باشد فنی نیست و بلکه اعمال نفوذهایی که کار را به جایی رسانده که رییس مجلس به صراحت میگوید که امیدی به مبارزه با فسا ندارم!
 

هر بار که لیست فساد اداری اقتصادی در دنیا منتشر میشود ما مدعی می شویم که قرار دادن ما در رده کشورهای دارای مشکل جدی در شفافیت و مبارزه با فساد کار دشمنهای خارجی است اما نباید فراموش کنیم که اکنون تقریبا” همه می دانند که این رتبه های شرم آور نه تنها واقعی است که صد البته ممکن است به دلیل همان عدم شفافیت موجود وضعیت واقعی حتی بدتر هم باشد.

شاید در همان کشورهایی که ما مدعی فساد درآانها هستیم به دلیل فضای آزاد رسانه ای و قدرت بالای دستگاه قضایی آنها خیلی راحت بالاترین رده های مسئول در کشور را به دادگاه می کشند و حتی محکوم می کنند که در این زمینه مبارزه چین با فساد اقتصادی آنقدر جدی است که نزدیکان بالاترین مقامهای دولتی حتی به دلیل فساد اقتصادی اعدام شده اند.

در زمینه شفافیت اقتصادی و انحراف از برنامه ها هم آنگونه که در همین حداقل گزارشهای مسئولان به ملت و مجلس قابل رویت است عملا” کمتر برنامه ای میتوان یافت که انحرافی کاملا” آشکار در اجرا با آنچه مصوب شده است نداشته باشد.

اینکه برخورد با فساد به خصوص از نوع اقتصادی منجر به ثبات در کشور میشود به دلایل فراوانی حائز اهمیت استراتژیک است. زیرا باندهای قدرت فساد اقتصادی برای ریشه دار نمودن فعالیتهای خود همواره چشم به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه دارند و نمیتوان منکر آن شد که جامعه سیاسی کشور مستقل از تاثیرات این باندهای قدرت نیست.


آنچه مشکل سازترین بخش داستان است نحوه برخورد با موضوع فساد اقتصادی در کشور ماست. مسلما” کسی منکر گسترش فساد اقتصادی در کشور نیست اما باید دید چرا زمینه های آن وجود دارد؟ مسلما” در سطح کلان و مفسدین اقتصادی بزرگ کشور استفاده از نقایص قانونی از مهمترین راه های پیشبرد فساد اقتصادی است. در کنار این موضوع متاسفانه تا حد زیاد این افراد در یافته اند اگر در فساد خود دیگران را نیز سهیم کنند میتوانند از دغدغه برخورد نیز رها شوند.


فراموش نکنیم مادامی که عدم معرفی فرد یا افراد مفسده به هر دلیلی که صاحب نظران سیاسی با ان موافق هستند و جزء مصلحت اندیشی به شمار اید ریشه مفاسد خشکانده نمیشود که بماند بلکه باعث فساد بیشتر افراد میشود. دو دید گاه در کشور برای معرفی کردن یا نکردن افراد مفسده وجود دارد گروهی از کارشناسان سیاسی به این باور هستند که معرفی کردن افرادی که مفسده هستند باعث میشود کس یا کسانی که با ان فرد در ارتباط بودند به حمایت از ان برخیزند و روند پیگیری را دچار تزلزل کنند و گروهی هم به این باور هستند که معرفی افراد مفسده باعث جلوگیری از فساد بیشتر میشود و به قولی از چشمه خشکانده میشود حالا سوال اینجاست ایا به نظر شما نظر کدام یک از گروه درست است ؟  داستان قطع کردن انگشتان دزدهای خرده پا به طنزی شایسته گریه و شیون بیشتر شبیه است تا نشان دادن قدرت دستگاه قضایی!

و صد البته از همه مهمتر اینکه مردم این نوع تبعیضها را به حساب حکومت میگذارند نه مسئولانی که هر می آیند و می روند و نتیجه ای که یک فرد عامه در جامعه میگیرد آن است که اگر کسی قدرت و نفوذ داشته باشد نه تنها در جامعه اسلامی در قیاس با جوامع کمونیستی و غربی دستش برای فساد بازتر است که بدتر میتواند فساد آشکار خود را نیز لاپوشانی نماید. نتیجه ای که مسلما” هر چه باشد شایسته ایران و ایرانی نیست.

سخن پایانی:همانطور که در سالیان گذشته با پشت سر گذاشتن تمام مشکلات ریز و درشت داخلی و فشارهای بین الملی ریشه کن کردن این پدیده کار سختی به نظر نمی اید برای خشکاندن ریشه های مفاسد یک راه بیشتر وجود ندارد و ان هم این است که همه مسولان کشور دایر ه ای جدید دور خود بکشند که همه افراد جامعه بتوانند داخل ان وارد شود. به امید ان روز انشالله

یا علی التماس دعا

فرمان هشت ماده‏يى به سران قوا

فرمان هشت ماده‏يى به سران قوا

 

حضرات آقايان رؤساى محترم قواى سه گانه دامت تأييداتهم‏

تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى و تهيه طرح مبارزه با فساد كه دو قوه‏ى مجريه و قضائيه بدان همت گماشته‏اند، عزم جدّى مسئولان را به اقدام در اين امراساسى و حياتى نويد ميدهد. حكومتى كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوى است بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله‏ى طولانى خويش با نظام آرمانى علوى و اسلامى بداند، و اين جهادى از سر اخلاص و همّتى سستى‏ناپذير ميطلبد. جمهورى اسلامى كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامى، هدف و فلسفه‏ئى ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود؛ رفتار قاطع و منصفانه‏ى علوى را بايد در مدّ نظر داشته باشد؛ و به كمك الهى و حمايت مردمى كه عدالت و انصاف را قدر ميدانند تكيه كند.

نامگذارى امسال به نام مبارك «رفتار علوى» فرصت مناسبى است كه شما برادران عزيز، خط مراقبت از سلامت نظام را كه بحمداللَّه در سالهاى گذشته همواره در كار بوده، فعّاليتى تازه نفس و سازمان يافته ببخشيد و با همكارى و اتحاد، افق‏ها را در برابر چشم اين ملّت نجيب و مؤمن، روشنتر و شفافتر سازيد.

امروز كشور ما تشنه‏ى فعاليّت اقتصادى سالم و ايجاد اشتغال براى جوانان و سرمايه‏گذارى مطمئن است. و اين همه به فضائى نيازمند است كه در آن، سرمايه‏گذار و صنعتگر و عنصر فعال در كشاورزى و مبتكر علمى و جوينده‏ى كار و همه‏ى قشرها، از صحّت و سلامت ارتباطات حكومتى و امانت و صداقت متصديان امور مالى و اقتصادى مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند. اگر دست مفسدان و سوءاستفاده‏كنندگان از امكانات حكومتى، قطع نشود، و اگر امتيازطلبان و زياده‏خواهان پرمدّعا و انحصارجو، طرد نشوند، سرمايه‏گذار و توليد كننده و اشتغال‏طلب، همه احساس ناامنى و نوميدى خواهند كرد و كسانى از آنان به استفاده از راههاى نامشروع و غيرقانونى تشويق خواهند شد.

خشكانيدن ريشه‏ى فساد مالى و اقتصادى و عمل قاطع و گره‏گشا در اين باره، مستلزم اقدام همه جانبه بوسيله‏ى قواى سه گانه مخصوصاً دو قوه‏ى مجريه و قضائيه است. قوه‏ى مجريه با نظارتى سازمان يافته و دقيق و بى‏اغماض، از بروز و رشد فسادمالى در دستگاهها پيشگيرى كند، و قوه‏ى قضائيه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى كشور بردارد. بديهى است كه نقش قوه‏ى مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه‏كارهاى قانونى است و نيز در ايفاء وظيفه‏ى نظارت، بسيار مهم و كارساز است.

لازم است نكاتى را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه ميتوانند در مبارزه با فساد مالى ايفاء نقش كنند، تذكر دهم :

1 - با آغاز مبارزه‏ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، يقيناً زمزمه‏ها و بتدريج فريادها و نعره‏هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفتها عمدتاً از سوى كسانى خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر ميشوند و طبيعى است بددلانى كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده‏دلانى كه از القائات آنان تاثير پذيرفته‏اند با آنان همصدا شوند. اين مخالفتها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند. به مسئولان خيرخواه در قواى سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است كه اين دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.

2 - ممكن است كسانى بخطا تصوّر كنند كه مبارزه با مفسدان و سوءاستفاده‏كنندگان از ثروتهاى ملّى، موجب ناامنى اقتصادى و فرار سرمايه‏ها است. به اين اشخاص تفهيم كنيد كه بعكس، اين مبارزه موجب امنيت فضاى اقتصادى و اطمينان كسانى است كه مى‏خواهند فعاليت سالم اقتصادى داشته باشند. توليد كنندگان اين كشور، خود نخستين قربانيان فساد مالى و اقتصاد ناسالم‏اند.

3 - كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه‏ى قضائيه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستى كه ميخواهد با ناپاكى دربيفتد بايد خود پاك باشد، و كسانى كه ميخواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.

4 - ضربه‏ى عدالت بايد قاطع ولى در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بى‏گناهان، يا معامله‏ى يكسان ميان خيانت و اشتباه، يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست.

 مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بيگمان، اكثريت كارگزاران در قواى  سه گانه كشور را تشكيل ميدهند نبايد مورد سوء ظن و در معرض اهانت  قرار گيرند و يا احساس ناامنى كنند.

 

 چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد، وظيفه‏ئى مهم شناخته شود.

5 - بخشهاى مختلف نظارتى در سه قوه از قبيل سازمان بازرسى كل كشور، ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكارى صميمانه، نقاط دچار آسيب در گردش مالى و اقتصادى كشور را بدرستى شناسائى كنند و محاكم قضائى و نيز مسئولان آسيب زدائى در هر مورد را يارى رسانند.

6 - وزارت اطلاعات موظف است در چهارچوب وظائف قانونى خود، نقاط آسيب‏پذير در فعاليتهاى اقتصادى دولتىِ كلان مانند: معاملات و قراردادهاى خارجى، و سرمايه‏گذاريهاى بزرگ، طرح‏هاى ملّى، و نيز مراكز مهم تصميم‏گيرى اقتصادى و پولى كشور را پوشش اطلاعاتى دهد و به دولت و دستگاه قضائى در تحقق سلامت اقتصادى يارى رساند و بطور منظم به رئيس جمهور گزارش دهد.

7 - در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضى ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهى نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادى نميتواند با عذر انتساب به اينجانب يا ديگر مسئولان كشور، خود را از حساب كشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هرمسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.

8 - با اين امر مهم و حياتى نبايد بگونه‏ى شعارى و تبليغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. بجاى تبليغات بايد آثار و بركات عمل، مشهود گردد. به دست اندركاران اين‏مهم تاكيد كنيد كه بجاى پرداختن به ريشه‏ها و ام‏الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى كوچك نروند و نقاط اصلى را رها نكنند. هرگونه اطلاع رسانى به افكار عمومى كه البته در جاى خود لازم است، بايد بدور از اظهارات نسنجيده و تبليغات‏گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومى را در نظر داشته باشد.

از خداوند متعال اخلاص و جِدّ و توفيق را براى خود و شما و همه‏ى مسئولان اين امور، مسئلت ميكنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاى حضرت بقيةاللَّه‏الاعظم روحى فداه قرار گرفته گام بلندى بسوى رفاه و آسايش عمومى را تدارك كند.

والسلام عليكم - سيدعلى خامنه‏اى - 10/02/1380

سخن هیچکس اینه که با  گذشت 9 سال و 8 ماه7 روز از فرمایشات مقام معظم رهبری سران سه دستگاه چقدر انتظاری که رهبر انقلاب از ایشان توقع داشته را بر اورده اند حضرت علی امام بر حق اول شیعیان وقتی متوجه شد حاکم اهواز فاسد است در اولین برخورد نوشت سوار خرش کنند دور شهر بچرخانند و شلاقش بزنند و ... وقتی امام وقتی تازه به حکومت رسیده بود اطرافیان ایشان باب مصلحت طلبی ودلسوزی و مشاوره به

حضرت فرمودند: معاویه ادم بد و پلیدی است اگر یک مرتبه حذف کنید ممکنه دست به کار های خطر ناکی بزنه و بخواد چوبی لای چرخ حکومت شما بذاره پس بهتره اهسته اهسته حذفش کنید به قول امروزی ها مطلحت طلبی اما امام در جواب انها فرمودند شما ها میگید کسی که ادم بدیست من اجازه بدم فرمانداری کنه .برخورد حضرت علی با مفاسد و مفسده دانستن شخصی برخورد قاطع و سریع و شدید بود . حالا باید سران سه قوه باید برسی کنند کجای کارشون ایراد داشته و موانع را هر چه سریع تر مرتفع کنند تا فقرا و نیازمندان واقعی به حق واقعی و قانونی خودشون هر چه زود تر برسند قوانینی که در این رابطه در خانه ملت تصویب میشه کجا گیر میکنه تو مجمع تشخیص مصلحت یا شورای نگهبان ...

یا علی التماس دعا

 

 

همهمه

همه ي همهمه هاي بشر سر گشته


مقصدي داشته باشد بايد


تا به جايي برسد


هر كسي آمد فرمود فلان


و كساني به اميد همه چيز


داغ ها بر دل تاريخ نشاندند و هيچ


و تهي ماند جهان از ه٠...

محاکمه

 
 
 
قبل از اینکه مرا محاکمه کنی،
 
قدم برداشتن با کفش هایم را امتحان کن!

صدا


 


صدای اذان می آید

و " نمازی "دیگر

در ستایش خدایی که تو را آفرید

و مرا

تا در این فرصت به یاد آمده از بهشت

به مرور خاطراتم بنشینم

گر چه هنوز نمی دانم

سیب هستی ما آفت زده ی کدام گناه است

و ما بیرون شدگان کدام بهشتیم.

زندگي رويايي بيش نيست

 



زندگي رويايي بيش نيست .... هر از گاهي هر كدام به سويي پناه مي بريم .


 دیشب براي لحظه هاي طولاني دلم گرفت ! نمي دانم اسير كدام ذهن مشوش


شده ام كه اينچنين خاك بر خاك مي سايم ! نمي دانم چرا به خود نمي آيم؟


رويا براي ما اسير شدگان پنجره اي كوچك چه طاقت فرسا شده است !


هنوز در خم كوچه هاي ذهن مي پيچم ، به بيرون مي آيم به درون مي رسم ......


شايد روزي برسد كه من پرواز را تجربه كنم ، شايد روزي برسد كه من بدون نگاه


كردن به بالهايم بپرم ! خورشيد را از من گرفته اند .... مي داني اگر بالهاي


درشت من بودند من چگونه مي پريدم؟... ديگر خود را نيز نمي شناسم .


دوري خورشيد مرا تا لحظه هاي سرد يك گور برده است...


ساكت و خاموش چشم به دريچه زندان خويش دوخته ام .


 آرزوهاي من رويايي بيش نبود « روياي آزادي يا احساس حبس و بند ... ! »


ديگر نمي پرسم ... ديگر نمي خوانم .... ديگر نخواهم رفت ... ديگر نخواهم گفت..........


شریعتی

                    


دکتر علی شریعتی


توي اين روزايي كه همه شون مثل هم هستن و بايد مواظب باشي نشي
مثل اونها...
توي اين روزاي بي نشوني كه ميخوان تو رو از خودت بگيرن ، ميخوان
بي نشونت كنن...
توي روزايي كه بايد زنده بودن رو ، زندگي رو ، بازي كني...مثل يه عروسك!...
توي اين روزا...
توي اين روزا كه...ابرهاي همه ي غم هاي تاريخ،
يك باره بر سرم باريدن گرفتنه اند.
كسي نمي داند كه در چه دردي و تبي
مي سوزم ومي نويسم!

آدمیزاد  

آدمیزاد دوتا پا داره و دوتا اعتقاد:یکی برای وقتی که حالش روبراهه و یکی هم

 برای موقعی که حالش خرابه اسم این دومی رو گذاشته دین .
آدمیزاد در کنار

غریزه های مثل تولید مثل و خوردن و آشامیدن دو علاقه مفرط هم داره ؛سرو صدا

راه انداختن و گوش به حرف کسی ندادن و همیشه موقع حرف زدن گوشش جای

دیگه ای چیزی که ادما با کما ل میل بهش گوش میدن وعده وعیده وتملق

وچاپلوسیه و تعریف و تمجید ه ...

آدمیزاد نسبت به هم نوعش بخیله برای همینه که قانون را در آورده می گه اگر

من حق ندارم فلان کاررا بکنم پس بقیه هم حق ندارند.آدمیزاد به دو دسته تقسیم

میشه :مذکرا نمی خوان فکر کنن مونثا نمیتونن فکر کنن هردو دسته چیزی دارند

به نام احساس ...

آدمیزاد وقتی فکر میکنه کمرش دیگه شل شده عالم و زاهد میشه بعدشم از

شیرینی لذات زندگی دنیوی چشم می پوشه اسم این کارو میذاره درون نگری...


ناسازگار


 سرانجام بشر را، اين زمان، انديشناكم، سخت

                                                بيش از پيش.

 كه مي‌لرزم به خود از وحشت اين ياد.                                                 

نه مي‌بيند،

        نه مي‌خواند،

                 نه مي‌انديشد،

                             اين ناسازگار، اي داد!

نه آگاهش تواني كرد، با زاري                                  

نه بيدارش توانم كرد، با فرياد!

نمي‌داند،

براين جمعيت انبوه و اين پيكار روزافزون

كه ره گم مي‌كند در خون،

ازين پس، ماتم نان مي‌كند بيداد!

نمي‌داند،

زميني را كه با خون آبياري مي‌كند،

     گندم نخواهد داد


 



                               

نمی خواهم بدانم

پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم صوتكي سازد گلويم صوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و

بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان اشفته

را اشفته تر سازد تا بدين سان بشكند در من سكوت مرگوارم را