قصه حر
قصه حر
حربن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
باید ببینیم چطور شد امام حسین قیام کرد؟ در قیام حسین علیه السلام چند عامل را باید در نظر گرفت:
الف: از امام حسین برای خلافت یزید بیعت و امضاء می خواستند. آثار و لوازم این بیعت و امضاء چقدر بود؟ و چقدر تفاوت بود میان بیعت با ابوبکر یا عمر یا عثمان و صلح با معاویه و میان بیعت با یزید. به قول عقاد اولین اثر این بیعت و امضاء سب و لعن علی علیه السلام بود که در زمان معاویه شروع شده بود، و هم امضاء ولایت عهد و وراثت خلافت بود.
ب: امام حسین (ع) می فرمود: اصلی در اسلام است که در مقابل ظلم و فساد نباید سکوت کرد، اصل امر به معروف و نهی از منکر. خودش از پیغمبر روایت کرد: «من رأی سلطانا جائراً مستحلا لحرم الله...؛ هرکس پادشاه ستمگری را ببیند که حرام های الهی را حلال شمرده است.» ایضاً می گفت: «الا ترون ان الحق لا یعمل به...؛ آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود.»
|
| |
|
مغز كودكان خانوادههای فقیر و غنی، اطلاعات را به دو صورت متفاوت پردازش میكند.
به نقل از بی بی سی، پژوهشگران آمریكایی در تحقیق جدید، دو گروه از كودكان 9 تا 10 ساله از خانوارهای فقیر و ثروتمند را بررسی كردند و دریافتند فعالیت مغز آنها در بخش حل مشكل، متفاوت است.
در این تحقیق، تصاویری ...
|
زندگی را با بیداری بگذرانیم سالهای
زیادی را بلاجبار خواهیم خفت
ترجیح می دهم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر
کنم، نه اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد
دنیا را بد ساختند کسی را که دوست داری تو رو دوست نداره، کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمیداری، اما کسی که تو دوستش دای و او هم تو را دوست میداردبه رسم و آیین هرگز به هم نمیرسندو این رنج است زندگی یعنی همین
فرق است میان دوست داشتن و داشتن دوست........
دوست داشتن امری لحظه ی است اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است
دکتر علی شریعتی
یا علی مدد

فقیر کسی است که به علل مختلف دارایی خود را از دست داده و قادر به اداره زندگی خود نیز نمی باشد و وظیفه ثروتمندان است که به چنین شخصی کمک کنند تا از ناداری و بی مایگی رهایی یابد، اما آیا از دیدگاه اسلام شخص فقیر می تواند برای کسب روزی دست تکدی در مقابل دیگران دراز کند یا نه؟ از لحاظ اسلام تکدی گری زشت شمرده شده و تأکید دارد که افراد مستحق و نیازمند نباید دست تکدی در پیش این و آن دراز کنند تا فقرشان تبدیل به غنا شود و در فرع احکام در قسمت زکات و خمس نیز که مستحقان آن اشاره شده، افراد سائل و متکدی را از دریافت وجوه خمس و زکات ممنوع داشته است، بویژه افرادی که ناداری خود را وسیله کسب و امرار معاش قرار می دهند، اما بر عهده ثروتمندان است که به هر نحوی که می توانند از مال خود به فقرا و مستمندان کمک نمایند.

یــــــــــا علی گــــفتیم عــــــشق آغـــــــــاز شــــــــــد
این تصویر یکی از اطاق های خانه حضرت علی (ع) در شهر کوفه است که اطاق امام حسن(ع) و امام حسین (ع) بوده و این دو بزرگوار در این اطاق زندگی میکرده اند . فرزندان خلیفه مسلمین جهان اسلام درچنین خانه ای زندگی میکردند اگر حضرت علی در همین زمان ما هم زندگی میکردند باز از دست یک عده زیادی انسانهای به ظاهر مسلمان سر مبارک را در چاه ابی فرو میبردند و درد دل میکردند
|
در هنگامه های آشوب چه باید کرد؟فتنه پدیده ای اجتماعی است که در آن، تمیز حق از باطل، سخت است. آنان که در فتنه ای گرفتار می آیند، در آشوب حبّ و بغض ها از گرفتن تصمیمِ خردمندانه عاجز می شوند. فتنه، به درگیری دو جنگاور می ماند که با هم در می آمیزند و از همآوردی آنان میدان رزم غبارآلود و تیره و تار می گردد. در آن حال، تماشاگرانِ صحنه نبرد تا هنگامی که گرد و غبار فرو ننشیند نمی دانند که کدامین طرف پیروزِ میدان و کدامین، پذیرای شکست شده است. از این رو در برخورد با فتنه باید آرام بود و به هیچ وجه به قضاوت و عملی دست نزد تا تمیز سیاهی و سفیدی ممکن شود و تصمیمی عاقلانه اتخاذ گردد. امیر کلام(ع) در این باره چنین فرموده است: «هنگام فتنه چون شتر دوساله باش: نه پشتی تا سوارش شوند و نه پستانی تا شیرش دوشند.»
بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید |
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
عید غدیر خم بر شما مبارک باد

گزيده سخنان حضرت علي عليه السلام
سلام عزیزان راستش خیلی با خودم فکر کردم این پست را بذارم یا نه علت مردد بودنم هم به این دلیل بود که انصافا با توجه به امکانات شهرداری ها و پرسنل زحمت کشی که دارن در حد توانشون در امر خدمات دهی به شهروندان سعی و تلاش خودشون را میکنند و اشتباه یه عده را نباید به حساب همه یا دولت گذاشت اما از اونجایی که این مورد واقعا احتیاج به بررسی مسئو لان داره اخرش به این نتیجه رسیدم بهتره چیزی که دیدم را براتون بگم شاید خواننده این مطلب رئیس یکی از همین مناطق شهرداری باشه و بخواد کاری صورت بده بگذریم: نمیدونم شما هم با طرحی که چند مدتی است از طرف شهرداری مناطق اجرا میشه خبر دارید یا نه همون طرحی که جمع کردن افرادی که مبادرت به زیرو کردن سطل های زباله ها باری پیدا کردن چیز بدر بخور بین زباله های ما و نا ن خشکی ها که تو کوچه پس کوچه ها نون بیات شده ما رو میخرن و به جاش پو ل یا وسایل پلاستیکی میدن را شندیده یا دیده اید یا نه امروز وقتی از سر کار بر میگشتم سر کوچه که رسیدم شاهد اجرای یکی از همین طرح ها توسط شهرداری یا شاید پیمانکاران شهرداری بودم امروز بعداظهر شاهد صحنه ای بودم که دل هر مسلمانی را به درد می اورد ساعت 5 بعد اظهر که از سر کار بر میگشتم سر کوچه دیدم یک ماشین شهر داری زد رو ترمزبه غیر از راننده دو نفر دیگر داخل کابین ماشین جلو نشته بودند یکی از ماموران شهرداری که جوانی 24 یا 25 ساله بود از ماشین پیاد شد و به سرعت شروع به دویدن در داخل کوچه کرد یه لحظه با خودم گفتم با این سرعت چی شده که داره اینطوری میدوه نگو از قرار معلوم داشته میرفته که نوجوانی که با چرخ دستی در وسط کوچه در حال حرکت بود را از پشت غافل گیر کنه در هیمن موقع مامور دومی هم که هیکلی بزرگ داشت به دنبال همکار خود شروع به دویدن کرد وقتی مامور اولی به نوجوان نون خشکیه که حدودا 15 یا 16 ساله بود; از پشت سررسید به سرعت گاری دستی را از دستان نان خشکی گرفت و چند چک و لگد هم نثار نوجوان نان خشکی کرد; و ناسزا گویان به طرف سر کوچه که ماشین شهرداری ایستاده بود حرکت کرد من که خیلی یکه خورده بودم از کتکی که مامورر شهرداری به نان خشکی زده بود و به این فکر میکردم که خوب این از قوانین شهرداری است که نان خشکی ها و کسانی که داخل سطل زباله ها به دنبال چیز های به درد بخور میگردن که بعضی از ما از روی شکم سیری و صرفا به دلیل اینکه از مد افتاده کالایی که باز هم قابل استفاده است داخل سطل زباله می اندازیم میگردن; قابل احترام است و احترام گشاشتن به قوانین وظیفه تک تک احاد مردم است; اما سوالی که برایم ان لحظه به وجود امد این بود که با چه مجوزی دارد این طور برخورد میکند بگذریم ;نان خشکی نوجوان وقتی دید که گاریش را گرفتن و دارن به طرف ماشین میبرن شروع به التماس کرد مامور دومی که هیکلی گنده داشت و از ظاهرش مشخص بود سالها به بیماری خانه مان سوز اعتیاد مبتلاست جلوی نون خشکی را گرفت و ان بنده خدا هم مامور اولی را ول کرد و اشک ریزان و گریه کنان شروع به التماس به مامور دومی کرد جالب اینجاست که هر وقت نون خشکی بخت برگشته بیشتر التماس میکرد مامور هم هر از چند گاهی فحش و ناسزا و یک پس گردنی و لگد نثار اون میکرد ;موقعی که گاری و کیسه نون خشکی را هر دو مامور به کمک هم در پشت وانت بار شهرداری انداختن; نون خشکی بیشتر دست به دامن انها شد هر دو مامور شهرداری وقتی سماجت نون خشکی را دیدن هر دو به طرف اون هجوم بردن و تا میتونستن با لگد و چک اونا مهمان خودشون کردن بنده که تا اون لحظه نظاره گر بودم و از اونجایی که میدانستم التماس های نون خشکی برای پس گرفتن گاریش بی فایده هست ;و به خاطر اینکه کتک کمتری بخورد دخالت کردم و به طف مامورا ن رفته و جوان نون خشکی را از زیر مشت و لگد انها دور کردم وقتی وقتی همسا یه ها و مردم جمع شدن نون خشکی را به طرف انها بردم و خودم برگشتم و به طرف مامور جوان شهرداری رفتم و از او پرسیدم کار شما از نظر ما قانونی است اما کتک زدن شما غیر قانونی است شما مجوزی برای زدن دارید یا سر خود این کار را میکنید در جواب گفت ما گشت شهرداری هستیم گفتم از ماشینتون معلومه میگم شما به چه حقی بدبخت را کتک میزنی با ز در جواب گفت ما گشت شهرداری منطقه هستیم بحث و گفتگوی من و ماموران شهرداری وقتی داشت بالا میگرفت و نزدیک بود به درگیری فیزیکی کشید بشه با دخالت مردم ماموران شهرداری خودشون را جمع و جور کردن و به راننده گفتن حرکت کن همین طور که راننده داشت حرکت میکرد; نون خشکی هم با صدای بلند گیه کنان و التماس کنان دنبال ماشین در حال دویدن بود. این همه اون چیزی بود که دیدم و شنیدم این بار دومی بود که بنده به شخصه شاهد چنین اعمالی از طرف ماموران شهرداری یا شاید پیمانکاران شهرداری بودم بار اول تابستان بود که با دو سه پس گردنی که مامور شهرداری داشت گونی اشغالی را که یکی از همین افراد فقیر جمع کرده بود و مقاومت میکرد; تا از دستش نگیرن بنده خدا ترسید و پا به فرار گذاشت و یکی از رانند های اژانسکه شاهد صحنه بود و بنده از مامور پرسیدیم چرا زدیش گفت حقشونه و بعدش هم گفت شما دخالت نکنید حالا چند تا سوال به ذهنم میرسه که جوابشو نمیدونم شما برادر هم وطن شما برام بگید.این وسط کی مقصره اون فرد فقیر مقصره؟مامور شهرداری مقصره؟رئیس شهرداری مقصره؟جامعه مقصره؟...وقتی هر کدوم از ما با چنین صحنه هایی مواجه میشویم باید چه عکس العملی از خودمون نشان بدیم؟بی تفاوت باشیم یا برای دفاع از بیشتر مورد اهانت قرار نگرفتن شخص فقر به اون کمک کنیم ؟یا نه اگر وضع مالی خوبی داریم دست اون فرد نیازمند را که گاری دستی اون همه چیز اونه بهش کمک بدیم و حمایت بکنیم; تا از زندگی ابرو مندانه ای برخوردار بشه ؟هموطن همشهری دوست من برادر همه این افرادی که هر روز با گشتن و به هم زدن سطل اشغال های سر کوچه و خیابان دارن نونی برای خوردن پیدا میکنند; برادر و هموطن ما هستند احتیاج به کمک و حمایت ما دارند اینها هم حق زندگی دارند حق استفاده از منابع جامعه و کشور را دارند از کره دیگری که نیامدند تا ما این عزیزان را نشناسی یا از خودمان دور کنیم یا به چشم ترحم به انها نگاه کنیم انسانهای سرخورده جامعه هستند که حقی به گردن همه ما دارند باور کنید مخارج ماهیانه برخی از این افراد به اندازه فیش تلفن و موبایل ماهیانه ما هم نمیشود یا ویزیت دکتر; و خورد وخوراک یه وعده غذای سگ و گربه بعضی از افراد سرمایه دار هم نمیشود ;خرج ماهیانه بعضی از این افراد نیازمند به اندازه خرج مهمانی یک شب بعضی از پولدار ها هم نمیشود; یا یک سفر داخل کشورشاید پول بلیط رفت و برگشت همواپیمای بعضی ازما بیشتر از خرج و مخارج یک ماه افراد فقیر باشد و هزاران شاید دیگر...
اگر دست بر قضا روزی یکی از مسئولان شهرداری این مطلب راخواند در حد توان خود برای بهبود و بهتر اجرا شدن این طرح کمی هم به فکر افرادی که در این زمینه برای به دست اوردن تکه نانی شب و روز زحمت میکشند طرحی برای سامندهی این افراد ارائه بدهند تا شاهد چنین وقایعی نباشیم .یادمان نرود که انقلاب را همین پابرهنه ها و مستضعفین کردن و بعد از چندین سال از گذشت انقلاب اسلامی هیمن پا برهنه ها بنا به دلایلی که خود هم نقشی در سر نوشت خود نداشتند به نوع دیگری در جامعه ظهور کردند که باید کمک و دستگیری شوند.
ضمنا هیچ دستگاهی حق بی احترامی و مورد ضرب و جرح قرار دادن کسی را ندارد مگر در شرایط خاص که مربوط به خطر انداختن امنیت ملی شود که ان هم توسط نیروهای پلیس صورت میگیرد که جای هیچ بحثی وجود ندارد اما توسط مامور شهرداری این عمل شرم اور موردتائید هیچ مقام دولتی و حتی خود مسئولان شهرداری ها نمی باشد و باید مسئولان شهرداری ها کنترل بیشتری روی ماموران گشت که وظیفه این چنینی به انها واگذار میکنند باید صورت بگیرد

موفق باشید
یا علی مدد



بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید


خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.
در "ایران سال 1389 "اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.
بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»
با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی) بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و...!
از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و ... اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!
پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.
در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.
***
اولين صندوق قرض الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.
او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي نژاد به بانك قرض الحسنه تبديل شد.
بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است ...


بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

کسانی که حتی صدای شلیک گلوله ای هم با گوشهایشان در۸ سال دوران جنگ غریبه بوده اکنون ادعای میراث دارند میراث چه بیت المال ؟ انگار ایناه بودند که کشور را از بحرانهای سیاسی و اجتمایی سالهای بعد از انقلاب نجات دادند. عده بی شماری از همین رزمندگان سالهای دفاع مقدس الان بدونه هیچ گونه چشم داشتی بی نام و بی نشان یک زندگی معمولی دارند و مثل من و شما در گیر مشکلات روز مره اند و حتی از امتیاز های حضور در جبهه ها هم که به صورت قانونی که دولت تصویب کرده و میتوانند بهرمند شوند را به اختیار نمی خواهند از این امتیازها برخوردار شوند هر کسی که خود را به دروغ شعار منتصب به خط امام و رهبری سر دهد و با هزار نیرنگ و فریب و دغل بازی برای رسیدن به اهداف شیطانی که فقط هدفش بهرمندی بیشتر از منابع کشور به نفع خود و خانواده اش باشد و دست درازی به اموال بیت المال و خواهان بیشتر از حق خود باشد باید بدونه در نظر گرفتن موقعیت شغلی این افراد و سمت و منصب ایشان و بدونه مصلحت اندیشی و ملاحضات سیاسی چه از بدنه دولت باشد چه غیر دولتی با او برخورد قانونی شود و هیچ بخشش و ترحم هم برای این اشخاص نباید در نظر گرفته شود و باید در دادگاهای عمومی محاکمه شوند تا کسی جرعت چنگ اندازی و دست درازی به بیت المال را در سر خود نپر وراند به امید آن روز.

یاعلی مدد
لطفابرای تلاوت ادامه سوره در زیر روی ادامه مطلب کلیک کنید
![]()
كندوكاو و جستجو در آثار منثور و متون منظوم پارسی به یادگار مانده از روزگاران كهن هویدا مینماید كه بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان ایران در كتابها و رسائل خویش در باب زن و مقام او سخن گفته و تفكر خویش دراینباره را برملا داشتهاند.
آنچه واكاوی نقادانه آثار این بزرگان صاحب اندیشه به دست میدهد آن است كه شماری اندك از اینان نظر چندان نكویی نسبت به زن نداشته و واجد دیدگاههایی بدبینانه دراین زمینه بوده و گفتمانهایی چنین بیان داشتهاند:
بی وفایی و مكر و كید و غرور
این همه از خصال زن باشد
عاقبت در جوال زن باشد
بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید
ادامه نوشته
از رباعیات امام
افسوس
افسوس كه عمر در بطالت بگذشت با بارِ گنه، بدونِ طاعت بگذشت
فــــــــــردا كه به صحنه مجازات روم گويند كه هنگام ندامت بگذشت
فرياد رس
در هيچ دلى، نيست بجز تو هوسى ما را نبود به غيــــر تو دادرسى
كس نيست كه عشق تو ندارد در دل باشد كه به فرياد دل ما برسى

یاعلی مدد
2 شعر از مرحوم قیصر امینپور

![]()

دکتر علی شریعتی
سوتک
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ؟
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگ بارم را
برزگری پند به فرزند داد
کای پسر، این پیشه پس از من تراست
مدت ما جمله به محنت گذشت
نوبت خون خوردن و رنج شماست
کشت کن آنجا که نسیم و نمی است
خرمی مزرعه، ز آب و هواست
دانه، چو طفلی است در آغوش خاک
روز و شب، این طفل به نشو و نماست
میوه دهد شاخ، چو گردد درخت
این هنر دایهٔ باد صباست
دولت نوروز نپاید بسی
حمله و تاراج خزان در قفاست
لطفا در زیر روی ادامه مطلب کلیک کنید
سلام:بعد
سلام عزیزان: هیچ فکر کردیم که بعد از اتمام صرف غذا و ریختن پسمانده سفرمون داخل کیسه زباله کسانی هم هستن از جنس خود من و شما انسان شاید بشه اسمشو ن را بذاریم انسان شاید! چون معمولا اینها ظاهری شبیه ما دارند ولی در جامعه از نظر شان و منزلت و مقام هیچ جایگاهی ندارند همان پسمانده های غذای من و شما را از داخل سطل های زباله ها میگردند و پیدا و میکنندو میخورند و شکر میکنند و دم نمیزنند.آیابه نظرشمااین عزیزان سزاوار زندگی بهتر از این نیستند ؟
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد
علی شریعتی
معلوم نیست هوا که تاریک می شود دلهره وجود آدم را فرا می گیرد یا وقتی دلهره آدم بیشتر می شود آسمان به سمت تاریکی میل پیدا می کند خلاصه هر چه هست شب که فرامی رسد هر کجا که باشی در این فکری که هر چه زودتر خود را به خانه برسانی مخصوصا اگر سوز استخوان شکن یک روز پاییزی مستقیما توی سر و صورت ات بخورد و مجبورت کند از کرختی لب ها و گونه هایت سکوت را به هر چیزی ترجیح بدهی این زمان است که شتاب و عجله در قدمهای همه مردم موج می زند تا خود را به جایی برسانند بنام خانه...
شاید در دفتر نقاشی هیچ کودکی نتوان خانه ای با کارتن و مقوا و پتو پیدا کرد حتی والدینی هم که خانه ای را در دفتر نقاشی فرزندانشان ترسیم می کنند سقف در و دیوار و از هم مهمتر دود کشی که خبر از گرمای خانه دارد را در نقاشی شان فراموش نمی کنند اما در میان همین شهری که سر وته اش را نمی توان پیدا کرد افرادی زندگی می کنند که رویای داشتن خانه ای با دود کش هنوز در قاب نقاشی های کلاس اول و دومشان مانده است. برای آنها مقوا، کارتن و... می شود پایه ای برای بنای خانه البته آنهم از ساعت 11 شب به بعد و در مکان هایی زیر پل، کنار مترو، معابر عمومی و... آنهم به زور جنگ و ستیز با دیگران. این میمهانان موقتی هتل های کارتونی اغلب مهاجران روستاها معتادان، متکدیان، بی سرپرستان، زنان خیابانی و دختران فراری و کودکان هستند که اگر توسط شهرداری و گشت های نیروی انتظامی و...جمع آوری شوند به جایی بنام گرمخانه فرستاده می شوند و اگر هم تبحر خاصی در پنهان کردن خود در میان درختان و ستون ها داشته باشند به حال خود رها می شوند تا همچنان بتوانند از هتل های مقوایی شان استفاده کرده و شبی دیگر را به صبح برسانند.
سلام عزیز باز فصل سرما داره از راه میرسه و مثل همیشه شاهد مرگ و میر عده ای از انسانهای بی سر پناه هستیم تا به حال شده از بغل کسانی که سرشان را مثل گربه ها داخل سطل های زباله شهرداری بردند و دارن زیرو رو میکنند از بغلش رد شده باشین و از خودت پرسیده باشین این بدبخت بی خانمان یا هر چی که اسمش را میزارید زمستون ها کجا میخوابه شب رو چه جوری به صبح میرسونه که تصورش هم برای ما سخت هستش با سرما چه جوری دسته پنجه نرم میکنه چند تا از اینها توسرمای زمستون شب بی سر و صدا این دنیای خاکی را ترک میکنند مثل اینکه اصلا وجود خارجی نداشتن بی نام و بی نشان میمیرند. چرا به خاطر سرما؟ یا به خاطر گرسنگی؟ یا انواع بیماریها ؟ من و شما که داریم خودمون را اماده فصل سرما میکنیم و وسایل گرمایشی مان را تهیه میکنیم و لباسهای گرم برای خود و خانواده خودمان تهیه میکنیم یا بعضی ها مدل بخاری گاز سوزشون را ارتقاع میدن یا شومینه خودشون را بزرگتر میکنند... و در فکر تهیه لباس های گرمی هستند که احساس سرما نکنند و دنبال مدلهای جدید با کیفیت بازار از این فروشگاه به اون پاساژ سرک میکشند و خود و خانوادهاشون به شوق برف و برف بازی و اسکی و تفریح در پیستهای اسکی از حالا برای رسیدن اون روز لحظه شماری میکنند و خوشحال هستند در مقابل افرادی هم هستند که با امدن ننه سرما ارزو میکنند که ای کاش هیچ وقتننه سرما پیدایش نشود چرا که ممکن است حکم مرگشان را با خود بیاورد بیایید کمی هم از لباسهایی که برایمان کوچک شده و یا از مد افتاده را به نیازمندان و کارتون خوابها هدیه بدهیم البته این گونه بخشش از این نوع کمال بی انصافی است چرا که هر چه را برای خودمان میپسندیم باید بذل و بخشش کنیم اما از انجایی که بعضی از ما شهامت چنین کارهایی را نداریم همان کهنه لباسهای قابل استفاده خودمان را هم بدهیم تا نیازمندی زمستان را سر کند باز جای شکر دارد بیایید از نعمتهایی که خداوند در اختیار بعضی از ما انسانها قرار داده ما هم بخشی از این نعمتها را با بخشش به هم نو عان خود هم از نعمتهای خداوند که به ما عطا فرموده شکر گذاری کرده باشیم و هم انسانی را شاید از سرمای زمستان نجات داده باشیم این حرفهای یک بنده گناه کار است باشد که خداوند متعال از سر تقصیرات همه ما بگذرد .امین
لطفابرای تلاوت ادامه سوره در زیر روی ادامه مطلب کلیک کنید
