ادم های بی هویت

سلام هر روز همه ما شاهد این گونه تصاویر اونم از نوع زنده و مستندش در کوچه و خیابون های شهر مون هستیم ایا تا به حال شده مردونه و جدانن بشتر از یکی دو دقیقه که افسوس میخوریم به حالشون یا پولی پرتاپ میکنیم طرفشون یا اینکه از بغلش رد میشیم و تو دلمون میگیم ای بیچاره بدبخت خدا بهت رحم کنه کمک دیگه ای هم از دست مون بر میو مده  نکردیم اگه این جوری بوده که خیلی بی انصافی کردیم بگذریم راستش میخواستم از چند روز پیش برم و حذف وبلاگ را انتخاب کنم اما با خودم خیلی کلنجار رفتم اخرش تصمیم گرفتم این کار را نکنم میخواین بدونین چرا خوب عزیز منم مثل خود شما کارمند یا کارگر .... هستم از سر کار که میام خسته هستم بالاخره ما مثل همه از کوشت و استخونیم خسته فیزیکی خو ب طبیعی مشکلی نیست ولی مشکل از اونجا شروع میشه که وقتی سراغ اپ شدن وبلاگم میام و میخوام مطلبی بذارم تازه  اعصاب خورد کنی به قولی تازه شروع میشه مجبورم خیلی از نظرات را پاک کنم و به نمایش نذارم یکی نظر میده اقا داری دولت را زیر سوال میبری یا این که یکی میاد میگه داری با گذاشتن این مطالب ضربه به نظام میزنی  و جالب اینکه یکی تو قسمت نظرات تهدید کرده بود که اگه ادامه بدی پیدات میکنم چنان و چنین میشه میخوام بدونم یه مطلب غیر اخلاقی یا سیاسی یا طرفداری از جناهی یا از این دست مطالب تو وبلاگ به چشم میخوره من نه یک روحانی هستم که بخواهم کسی را موعظه کنم نه علم موعظه کردن را بلد هستم و نه پدر بزرگ هستم که بخوام پند و اندرز و نصیحت  به کسی یاد بدم من هم انسانی هستم مثل هزاران بلکه میلیونها انسان معمولی که غیر از چند تا فامیل و در و همسایه کسی نمیشناسه کاملا بی نام و نشان و تنها کاری که از دستم بر میاد تو دنیای مجازی همینه بنده حقیر فقط و فقط هدفم از نوشتن این پست ها اینه که شاید شاید یه نفر پیدا شد تحت تاثیر عکسی یا مطلبی قرار گرفت و کمکی تونست به نیازمندی بکنه اگه تونسته باشم یه نفر هم ترغیب به کمک به نیازمندان واقعی جامعه کرده باشم برایم کفایت میکند و در ثواب عمل شریک هستم البته کمکی که بدونه ریا و به دور از حاشیه و در خفا صورت بگیره کمک واقعی است ولا غیر که این عمل با ارزش است و نزد خداوند اجر و پاداش داردمثل امامان و ائمه اطهار که شبانه و مخفیانه در خونه ها را میزدند و به نیازمندان کمک میکردند. بیشتر از این وقت گرانبهای شما را نمیگیرم و از خداوند متعال برای همه شما ارزوی موفقیت و پیروزی را خواستارم.

احساس

 

دکتر علی شریعتی

احساس

من اکنون احساس می کنم ،

بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم ،

تنها مانده ام .

و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.

و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.

و خود را می نگرم

و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ،

این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است .

و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر

که تو این جا چه می کنی ؟

امروز به خودم گفتم :

من احساس می کنم ،

که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.

همین و همین .

وصیت نامه دکتر علی شریعتی

… به هر حال پس از بر طرف شدن موانع خروج از کشور به قصد حج خود را آماده کرد و به عنوان یک مسلمان وصیت خود را نوشت. زمستان سال ۱۳۴۸« امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر شخصیتهای مدرج، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم که گفتند چهار بعد از ظهر در فرودگاه حاضر شوید که هشت بعد از ظهر احتمال پرواز هست (نشانه ای از تحمیل مدرنیزم قرن بیستم بر گروهی که به قرن بوق تعلق دارند).
دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی

گر چه هنوز تا مرز احتمالات ارضی و سماوی فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در این سفر باید وصیت کنم.

لطفا بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

ادامه نوشته

زندگینامه دکتر علی شریعتی

۲۹خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است. به همین مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان این کشور آثار و اندیشه های او همچون استاد شهید مرتضی مطهری مورد نقد و بازخوانی مستمر قرار می گیرد. بی شک او و استاد مطهری دو اندیشمند و دو متفکر تأثیرگذار در جامعه ایرانی بوده و هستند که اندیشه های آنان مقدمات نظری انقلاب اسلامی ایران را فراهم کرد. مجموعه آثار شریعتی که تاکنون بالغ بر ۳۷ اثر رسیده است شامل آثار مختلفی چون، تاریخ، دین، جامعه شناسی، سیاست، عرفان، هنر و … است. در این میان او اهتمام ویژه ای به معرفی الگوهای خاص دینی دارد. شخصیتهایی چون ابوذر، علی(ع)، حسین(ع)، اقبال لاهوری و… کسانی هستند که در تاریخ اندیشه او به تدریج مشاهده می شوند. از منظر او معرفی الگوهای بزرگ در واقع نشان دادن توانمندیها و بستر مساعد تمدنی است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد.
او می گوید:

لطفا بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

 

ادامه نوشته

تــکدی گری یا فقر

سلام : عزیزان فقرا و نیازمندان را میشه به چند دسته تقسیم کرد بعضی از انها تکدی گری میکنند که باز میتونیم این عده را به چند دسته تقسیم کنیم تکدی گرانی که از روی عادت و بعضی ها هم به خاطر راحت طلبی برای کسب درامدی برای خود و خانواده خود مبادرت به این امر میکنند  و بعضی مواقع برای رسیدن به هدف خود با احساسات افراد جامعه بازی میکنند تا به مقصود خودشون برسند اما عده دیگری از تکدی گرا از روی اجبار این کا را انجام میدهند یعنی برای مخارج اعتیاد خودشان به این امر دست میزنند و بعضی مواقع دست به اعمال مجرمانه دیگری هم میزنند که مواردی مثل سرقت کیف قاپی و...اما عزیزان عده ای هم هستن که دست قضا و قدر و اشتباهات فردی شان در سنین مختلف به این امر تکدی گری و بی خانمانی روی اوردن و از نظر جسمانی مشکلی ندارند و زمانی مثل من و شما از زندگی شرافتمندانه ای برخوردار بودن که بیشتر این عده از افراد به نظر من احتیاج به حمایت دارند و باید اسیب شناسی بشوند و احتیاج به باز یابی شخصیت خود دارند در هر صورت این مقوله فقر و گدایی پیچیده تر از این است که من حقیر بخواهم در رابطه با ان صحبت بکنم اما تنها چیزی که نباید هیچ وقت فراموش کنیم این است که همه این افراد هر کدام بنا به دلایلی چه منطقی  یا غیر منطقی چه خواسته یا ناخواسته گرفتار این بلا شده اند و به ندرت میتوانند از این سرنوشت رهایی پیدا بکنند اما عزیزان ما باید با کمک و همدری با این عده از محرو مین و سر خورده های جامعه به خودمان ثابت کنیم که سر شار از احساس انسان دوستانه هستیم و انسان بی تفاوتی نسبت به همنوع خودمان در جامعه نیستیم به نظر بنده اگر بتوانیم به قول معروف ماهیگیری یادشان بدهیم بهتر از ماهی دادن دست این افراد است از موقعیت هایی که در اختیار مان قرار دارد اگر بتوانیم بخشی از ان فرصت های دوباره زیستن را برای این افراد فراهم اوریم کاری بس انسان دوستانه و خدا پسند انجام دادهایم و نتیجه مثبت ان را در جامعه شاهد خواهیم از این که وقت گذاشتید و  این پست را تا اخر خواندید و از محبتی که نشان دادید ممنونم. به امید روزی که یاد بگیریم تا خوشبختیهای خودمان را با دیگران تقسیم بکنیم.

موفق و پیروز و سربلند باشید

 

کارتون خوابی یک کودک

سلام این کودک را در حالی ماموران شهرداری صبح در یکی از خیابانها شهرمون داخل کارتن پیدا کردن که همان موقع خیلی از کودکان هم سن و سالهای این کودک در همون نزدیکی یا چند تا خیابون اون ور تر در حالی که عروسکهایی که بغل کرده بودن با شب بخیر گفتن مادرشون به خواب ناز رفته بودن یا تو اطاقهای گرم و نرموشون تو بغل پدر مادرشون خوابیده بودن میخواستم بدونم ایا عدالت ما ادم بزرگها کجاست؟ غیرت و مردونگی ما کجاست؟ انسانیت ما کجاست؟انسانی که خداوند میفرماید اشرف مخلوقاته این کودک و کودکانی با این وضعیت رقت بار زندگی چه جوری میخوان در اینده به پیشرفت فردی و کمال برسن کودکی که حتی جای خواب نداره بخوابه غذا کافی برای خوردن نداره و استاندارهایی که یک کودک باید  برای رشد و تربیت برخوردار باشه را نداره  وال اینجاست چه جوری میخواد در اینده به موقعیتهای خوبی دست پیدا کنه و موفق باشه تا به همنوعان خودش خدمت کنه به نظر شما این قشر افراد چقدر شانس موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی دارن ایا وقت اون نرسیده که با همدلی و کمک به این قشر بی پناه دنیا و اخرت خودمون را اباد کنیم و توشه اخرتی در این امر خدا پسندانه برای خودمون جمع بکنیم بیائیم از همین حالا دست به کار بشیم تا با کمک و یاری این عزیزان اینده خوبی را برایشان رقم بزنیم تا این نیازمند های واقعی هم بتوانند با سر بلندی در کنار ما زندگی خوبی داشته باشند و از موقعیتهای برابری نسبت به دیگران برخوردار بشوند به امید اون روزها .جاری باشید.

درخت های تشنه

سلام عزیزان :راستش این پست را میخوام تقدیم بکنم به  یکی از بازدید کنده های عزیز که ارادت خاصی ظاهرا به اشعار  مرحوم دکتر شریعتی دارن گفتم این پست را هم به افتخار این دوست گرامی بزارم .دوستون دارم . امیدوارم در تمام مراحل زندگی لبتون پرخنده و دلتون شاد باشه. جاری باشید

 

 

 

 

دکتر علی شریعتی

درخت های تشنه

ای ابر بهارین !

که ناگهان با اشک های نگون سار

بر روی این باغ خیمه زده ای و غرش می کنی ، برق می زنی

ای ابر بارانی ،

ای باران اردیبهشتی ، تو نمی فهمی!

درختان این باغ همه تشنه اند .

ما درخت های این باغ پژمرده ی پامال زمستان ها

همگی تشنه ایم .

تشنه بارانیم .

به جوی های خشکی که از پای ما می گذرند منگر .

این جوهای بزرگ ، آب ندارند.

آب دارند اما به ریشه ما نمی رسند.

به ریشه ما می رسند

اما آب هایی شوذ و تلخ و آلوده اند !

ما همه ی درخت های این باغ

در کنار این جوی های پر آب

همچنان تشنه ایم،

تشنه بارانیم ،

گرد و غبار سال ها را

از شاخ و برگ های پیر و پژمرده و خشک آلود ما بشوی !

ما را بنواز !

ما نیز همچنان درخت پنهانی

درون باغ می توانیم بشکفیم ،

از نو بشکفیم.

برگ های پیر سال های پیش را بریزیم و ناگهان

در زیر نوازش های تو ، به شکوفه بنشینیم .

ما نیز چشم به راه شکفتن های تازه ایم.

شور و شوق صد جوانه با من است ، با ما است .

ای پاره ابر مهربان که بر روی آن درخت می باری ،

دامنت را بگستران !

بر سراسر این باغ خیمه زن !

درختان باغ را همه در آغوش باران های نوازشگرت گیر !

توسعه و نابرابري

رشد، شاخص اندازه‌گيري كمي و توسعه، شاخص اندازه‌گيري كيفي است. توسعه به معناي گذر از جامعه سنتي به جامعه نوين و مدرن است. توسعه دلالت دارد بر بهبود همه عرصه‌هاي زندگي.
هرگاه در فرايند توسعه، سياست‌هاي توسعه‌اي به صورتي يكپارچه و هماهنگ، همه حوزه‌ها را در برنگيرد و يكي از آنها مورد توجه بيشتري باشد، برنامه‌ها و فعاليت‌هاي توسعه به نتايجي بدكار كرد منجر مي‌شوند كه پيامد آن تشديد نابرابري‌هاست. اين نابرابري‌ها كه محصول توزيع نامتعادل قدرتند رشته پايان‌ناپذيري از ديگر آسيب‌ها را پديد مي‌آورند كه به آسيب‌هاي دوران گذار موسومند و مي‌توانند همه دستاوردهاي مثبت و پيش‌برنده كوشش‌هاي توسعه‌اي را از بين ببرند.

لطفا بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

ادامه نوشته

فاصله طبقاتي» و چند نشاني آشنا!

اين نوشته را با برشمردن چند مصداق عيني از مشکلات به ظاهر ساده اقتصادي و معيشتي که هر يک از ما، کم و بيش با آن يا مواجه شده ايم و يا مواردي از آن ها را سراغ داريم يا نمونه هايي از اين گونه مسائل را شنيده ايم آغاز مي کنم و سپس بحث اصلي در معرض داوري مخاطبان و مسئولان قرار داده مي شود.

لطفا بر روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

ادامه نوشته

انسان مطلوب از نگاه امام علي (ع)

 
علي (ع ) نمونه اي بارز از انساني كامل و بهره مند از سلامت نفساني است كه با قدرت اراده و ايمان، به اين درجه از حيات رسيد.
انسان مورد نظر علي (ع) مراحلي از كمالات را پشت سر گذرانده است كه مهمترين آنها شناخت و واقع بيني است اين انسانها به عيوب خود توجه دارند، از محيطهاي ناسالم اجتماعي رنگ نمي گيرند و با ايمان و اراده قوي از بند خودخواهي رها هستند.
آن حضرت براي رسيدن انسان به مرحله مطلوب،  پنجره هاي متعددي را به روي او مي گشايد، انسان را به استعدادهاي گوناگونش توجه مي دهد و سلامت وي را در گرو رشد هماهنگ اين استعدادها معرفي مي كند. حضرت علي (ع) پرورش صفات نيك را منوط به استواري پايه هاي دانش و تفكر بشر مي داند و توصيه مي كند كه انسانها چراغ معرفت را در درون خود بيفروزند، از نيروي خرد بهره بگيرند، تا در برابر تمايلات نفساني تسليم نشوند و با كنترل اميال، عقل و علم را بر خواسته هاي خود غلبه دهند آن حضرت مي فرمايد:

لطفا برای خواندن  بر روی ادمه مطلب در زیر کلیک کنید

ادامه نوشته

طنین آوای من

دکتر علی شریعتی

طنین آوای من

اگر دیگر نگذاشتند زندگی را ببینم ،

گفته ام که نثرهایم را به چاپخانه بدهند تا چاپ کنند

اما شعرهایم را

که از دستبرد هر چشمی پنهان کرده ام،

بردارند و بی آن که بخوانند ،

همه را ببرند و در شکافته ی کوه ساکت تنهایی ام

صومعه ای هست کوچک و زیبا

و روحانی و مجهول ،

به آن جا بسپارند .

چه در همین صومعه است که من

از وحشت تنهایی در انبوه دیگران می گریختم

و به درون آن پناه می بردم.

همین جا بود که شب ها و روزهای سیاه و خفه و دردناک را به نیایش می گذراندم

در برابر سر در آن که به رنگ دعاست ،

گرم ترین و پرخلوص ترین سروهاهای عاشقانه ام را

خاموش زمزمه می کردم.

و نغمه ی مناجات من ،

از چشم های پر اسرار مناره ای باریک و بلند آن

در آستانه ی هر سحرگاه و در دل هر شامگاه

و در بهت غمگین و اندوهبار هر غروب

در آن کوهستان خلوت و ساکت و مغرور تنهایی من می پیچید.

و همواره انعکاس طنین آن در این دره ،

گرداگرد دیوارهای بلند و سنگی و عظیم کوهستان ، می گردد و می پیچد و می خواند.

حتی اگر برای همیشه خاموش شوم،

حتی دیگر نگذارند فردا برگردم ،

و باز آوای محزون تنهایی سنگین و رنج آلود روح تنهایم را

در زیر رواق بلند و زیبای صومعه ام زمزمه کنم ،

آری

حتی اگر فردا دیگر نگذاشتند که برگردم ،

حتی اگر دیگر نتوانستم آواز بخوانم ،

طنین آوای من که از درون صومعه بر می خاست ،

همواره در این کوهستان خواهد پیچید !

تقدیر یا بخت؟

کسی جایی سراغ داره که بشه گناه کرد اما خدا اونجا نباشه؟

بعضی ها بر این عقیده هستند که سرنوشت افراد نیازمند و فقر...

 اینگونه نوشته شده شما چی فکر میکنید.؟

  چقدر من وشما در فقیر بودن این قشر از جامعه دخیل بودیم.؟

ديوانگي است قصه‌ تقدير و بخت نيست


از نام سرنگون شدن و گفتن اين قضاست


در آسمان علم، عمل برترين پر است


در كشور وجود هنر بهترين غناست


ميجوي گرچه عزم تو ز انديشه برتر است


ميپوي گرچه راه تو در كام اژدهاست


پروين اعتصامي

خدمت به مردم

خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند

بنویسید که اسلام غریب است هنوز ...

صدقه

امام زين العابدين(ع) وقتي صدقه‌اي مي‌داد، دست خود را مي‌بوسيد،

 علّت آن را از حضرت جويا شدند، فرمود:

 «قبل از اينكه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار

مي‌گيرد.»

عکسی که دنیا را تکان داد

عکسی که دنیا را تکان داد

اسم این عکس دختر بچه سودانی هستش عکسی که بی شک دنیا را تکان داد .داستان این عکس به کشور قحطی زده سودان در سال ۱۹۹۳ برمیگرده . دختر بچه نحیفی که سعی میکنه خودشو به یکی از مراکز توزیع غذا برسونه و لاشخوری که منتظر فرا رسیدن مرگ دخترک به انتظار ایستاده .

عکاس این عکس کوین کارتر بود که بعد از یک سال بعد از گرفتن این تصویر جایزه پولیتزر سال ۱۹۹۴ را نصیب خودش کرده بود خودکشی کرد. اون تو نامش نوشته بود.

(من واقعا متاسفم. درد و رنج انقدر بر لذایذ غلبه کرده اند که انگار لذتی وجود ندارد)

فقر و فقرزدايي از ديدگاه امام علي(ع) در نهج البلاغه

امام علي عليه السلام زمينه ساز و علت بروز فقر را مسايلي چون ؛ شرايط حاكم بر اجتماع، زمامداران زراندوز ، خود را به فقيري زدن ، چپاول معاش فقير، ولخرجي ، حكت خداوند، تصميم هاي بد و فخر فروشي مي داند . براي از بين رفتن فقر نيز راه هاي ويژه اي را بر شمرده و به مردم توصيه مي كند.

لطفا  برای مشاهده بر روی ادمه مطلب کلیک کنید 

ادامه نوشته

خط فقر در ایران کجاست؟

آفتاب: «ستار هدایت‌خواه» عضو فراکسیون اکثریت مجلس در مورد مقایسه آمارهای جهانی با ایران از سوی وزیر رفاه در خصوص فقر معتقد است ...

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

آيا مي‌دانيد

گرچه این تصاویرتصویری تلخ ازجامعه‌رادرذهن ماايجاد

مي‌كند، اما از آن گريزي نيست.

 

 

چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست

چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست مجموعتر از ملک رضا مملکتی نیست
گر منزلتی هست کسی را مگر آنست کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست
هرکس صفتی دارد و رنگی و نشانی تو ترک صفت کن که ازین به صفتی نیست
پوشیده کسی بینی فردای قیامت کامروز برهنست و برو عاریتی نیست
آنکس که درو معرفتی هست کدامست؟ آنست که با هیچکسش معرفتی نیست
سنگی و گیاهی که در آن خاصیتی هست از آدمیی به که درو منفعتی نیست
درویش تو در مصلحت خویش ندانی خوشباش اگرت نیست که بی‌مصلحتی نیست
آن دوست نباشد که شکایت کند از دوست بر خون که دلارام بریزد دیتی نیست
راه ادب اینست که سعدی به تو آموخت گر گوش بداری به ازین تربیتی نیست

چرا تبعیض؟

خوشبختی اون نیست که ما شاد باشیم خوشبختی اونه که دیگران چقدر از بودن ما شاد هستند توزیع نا عادلانه ثروت و قدرت بین اقوام در کشور از سالیانه دور تا کنون باعث شده تا بسیاری از هم وطن نمان  عزیزمان در اقسا نقاط کشور از امکانات اولیه برای زندگی محروم باشند و به دنبال  فقر مادی  فقر فرهنگی طبیعتن گریبان گیر این عزیزان خواهد بود آیا به نظر شما این کودک چقدر احتمال داره در اینده روی خوشبختی را ببینه و مثل پدرانش طعم گرسنگی را نکشه آیا مسئو لان ذی ربط از اوضاع و احوال این عزیزان بی خبر هستند .

 

ببین

ببین اندام تنهاییم را

که در لحظه های خاکستری

در انتظار طلوع خورشید است

زندگی من

مترسک ناز می کند

کلاغ ها فریاد می زنند

و من سکوت می کنم....

این مزرعه ی زندگی من است

خشک و بی نشان

البقرة

۱. الم
۲. ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ
۳. الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ
۴. والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ
۵. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
۶. إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ
۷. خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ
۸. وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ
۹. یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ
۱۰. فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ
۱۱. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
۱۲. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ یَشْعُرُونَ
۱۳. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ
۱۴. وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ
۱۵. اللّهُ یَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ
۱۶. أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ
۱۷. مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یُبْصِرُونَ
۱۸. صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ
۱۹. أَوْ كَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِیطٌ بِالْكافِرِینَ
۲۰. یَكَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِیهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

لطفا برای تلاوت آیات بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

الفاتحة

۱. بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ۲. الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ۳. الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 ۴. مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ ۵. إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ۶. اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ

۷. صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

 

 

امروز و فردا

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست هر طرف چهره‌ی زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین اگرت دیده‌ی بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت که خبر داشت که فردائی هست

امید و نومیدی

به نومیدی، سحرگه گفت امید که کس ناسازگاری چون تو نشنید
بهر سو دست شوقی بود بستی بهر جا خاطری دیدی شکستی
کشیدی بر در هر دل سپاهی ز سوزی، ناله‌ای، اشکی و آهی
زبونی هر چه هست و بود از تست بساط دیده اشک آلود از تست
بس است این کار بی تدبیر کردن جوانان را بحسرت پیر کردن
بدین تلخی ندیدم زندگانی بدین بی مایگی بازارگانی
نهی بر پای هر آزاده بندی رسانی هر وجودی را گزندی
باندوهی بسوزی خرمنی را کشی از دست مهری دامنی را
غبارت چشم را تاریکی آموخت شرارت ریشه‌ی اندیشه را سوخت
دو صد راه هوس را چاه کردی هزاران آرزو را آه کردی
ز امواج تو ایمن، ساحلی نیست ز تاراج تو فارغ، حاصلی نیست
مرا در هر دلی، خوش جایگاهیست بسوی هر ره تاریک راهیست
دهم آزردگانرا مومیائی شوم در تیرگیها روشنائی
دلی را شاد دارم با پیامی نشانم پرتوی را با ظلامی
عروس وقت را آرایش از ماست بنای عشق را پیدایش از ماست
غمی را ره ببندم با سروری سلیمانی پدید آرم ز موری
بهر آتش، گلستانی فرستم بهر سر گشته، سامانی فرستم
خوش آن رمزی که عشقی را نوید است خوش آن دل کاندران نور امید است
بگفت ایدوست، گردشهای دوران شما را هم کند چون ما پریشان
مرا با روشنائی نیست کاری که ماندم در سیاهی روزگاری

شعر زیبای دکتر علی شریعتی

خداوندا پریشانم چه می خواهی تو ازجانم مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداواندا اگر روزی زعرش خود به زیر ایی لباس فقر بپوشی غرورت رابرای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر [...]

 

شاید...

قابل توجه مسئولان محترم :شاید در همین نزدیکی

 باشن.فقرای واقعی اینها هستن معصوم تر از این

 بچه ها کسی سراغ داره بیائید شادی هایمان را تقسیم کنیم

 

 

عشق و علاقه

عشق و علاقه این پیرمرد و پیرزن بعد از سال ها تنگدستی به هم عجیبه

فقر و تنگدستی بعد از این همه سال که باهم زندگی کردن باعث نشده از

مهر و محبتشون نسبت به همدیگه کم بشه.گردست فتاده ای گرفتی مردی

اشک یتیم

 آی آدم بزرگا شما ها میتونید بگید گناه من چیه؟

ما دو شاخه ی یک درخت بودیم!

کاش باد از دو سو می وزید!

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست