اقسام فقر
بررسی پديده فقر، شناخت علل پيدايش و راه های مبارزه با آن، همواره موضوع مورد توجه مكتب های مختلف بوده. اسلام نيز بر ريشه كن كردن اين پديده شوم تأكيد دارد.
بررسی پديده فقر، شناخت علل پيدايش و راه های مبارزه با آن، همواره موضوع مورد توجه مكتب های مختلف بوده. اسلام نيز بر ريشه كن كردن اين پديده شوم تأكيد دارد.
سلام: بعضی از ما شاید تا اخر عمرمان چنین دست هایی را از نزدیک نبینیم ویا شایدیک بار تجربه نکنیم که به چنین روزی بیافتن برای امرار معاش خودمون و خانواده مون ولی ایا به نظر شما سرنوشت این گونه افراد این گونه رقم خورده یا اینکه نتونستن حقشون را بگیرند و زندگی بهتری داشته باشن یا اینکه نه سعی کردن ولی موفق نشدن از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریادرسی می آید.
بس در طلبت کوشش بی فایده کردم!
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده...
"سعدی"
![]()
« در خلقت اختلاف هست اما تبعیض وجود ندارد. تبعیض یعنى اینکه دو شى که براى هر دوى آنها امکاناتى وجود داشته باشد، این امکان را به یکى بدهند و به دیگرى ندهند چنین چیزى [در خلقت] نیست. هر موجودى در هر مرتبه اى که هست، در هر حدى که براى آن ممکن است خیر از ناحیه ى پروردگار [به او] برسد، مى رسد اگر اختلافى در میان اشیاء هست، اختلافى است که از ناحیه امکانات ذاتى خود اشیاء است، تفاوتهاى ذاتى خود اشیاء است، تفاوتهاى ذاتى خود اشیا که امکان ندارد آن در جایى که هست بیش از آنچه دارد داشته باشد و این در جایى که هست بیش از آنچه دارد داشته باشد.»

اما باید دید که جدا از مسائل اقتصادی، چرا بعضی از افراد همیشه فقیرند؟ مگر یک کودک که از شکم مادر خود متولد میشود فقیر به دنیا میآید؟
|
«پدر و مادری به خاطر فقر و نداری، فرزند شش ماهه خود را به قیمت اندکی فروختند»؛ «در آلمان، فحشا به عنوان یک معضل اجتماعی وجود دارد، به طوری که اکثر زن های فاحشه آلمانی به علت فقر و گرسنگی به این کار روی می آورند. یک گزارش که در ژانویه 2004 در آلمان به چاپ رسید، حاکی است که از هر یک صد گدای آلمانی، پنج نفر را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که در ازای دریافت کمک مالی، تن به خودفروشی می دهند»؛ |
درآمد آنها حداقل كالري مورد نيازشان را نيز تأمين نميكند. همچنين 15
درصد جمعيت كشور زير خط فقر نسبي به سر ميبرند.

اقتصادي منتشر شده از سوي مراكز مختلف و تجزيه و تحليل آنها، ادعاي نظام سرمايهداري را مبني بر اين
كه كاپيتاليسم تنها نظام كارا و قابل قبول در جهان است، به بوته نقد بكشاند.
محيط مادي يعني مجموعة عوامل مختلف و متنوعي كه بر افراد بشر احاطه كرده است، بطور محسوسي در وضع قيافة قواي بدني، غرائز، عواطف و حتي افكار و انديشههاي وي موثر است آب و هوا، طرز تغذيه، رطوبت هوا، مقدار فشار جو، درجه حرارت، مناظري كه در زندگي در مقابل شخص قرار ميگيرد، آنچه در گوش او در ايام عمر طنين ميافكند. سطح زندگي، وضع خاص خانوادگي و بالاخره همه شرايط و اوضاعي كه به نام محيط، بشر را در دامن خود ميپرورد، در تربيت روح و بدنن انسان نقش بزرگي بر عهده دارد.
سمير امين يكي از منتقدان سرشناس مكتب نوسازي و نئومحافظهكاري محسوب ميشود. او در اين نوشتار به تحليل تأثيرات اقتصادي ـ اجتماعي جهاني شدن سرمايهداري بر كشاورزان، توليدات كشاورزي و تغيير تركيب طبقات اجتماعي ميپردازد. از نظر نويسنده، مهمترين دگرگوني اجتماعي كه نيمه دوم قرن بيستم را برجسته ميكند آن است كه نسبت طبقات اجتماعي پايين از كمتر يك چهارم به بيشتر از يك دوم جمعيت افزايش يافته است. بنابراين جهاني شدن به تشديد نابرابريها و «توسعه فقر» ميانجامد و بايد به جستوجوي سياستهاي بديل «آزادسازي اقتصادي» پرداخت. از نظر او جنبشهاي اجتماعي كه اخيراً در منازعات اجتماعي درگير شده و هدفشان تلاش براي ايجاد «جهاني ديگر» و جستوجو براي يك «جهانيسازي بيبديل» است، بايد براي درافكندن يك گفتوگوي تئوريك اصل، ابتدا خود را از حصارهاي ويروس ليبراليسم آزاد كنند.
بيچارگان زمين
در بسياري از كشورها، تعداد انسانهايي كه زندگي بيثبات و ناپايداري را ميگذارنند، روز به روز در حال افزايش است؛ در حالي كه گرسنگي نيز رو به افزايش نهاده است. در حال حاضر، حدود 6 ميليارد نفر در كل جهان زندگي ميكنند كه از اين ميان، نيمي در شهرها و و روستاها به سر ميبرند، قشر وسيعي از جمعيت جهان، وضعيت كاملاً اسفناكي را تجربه ميكنند. مطابق اين تخمينها، بيش از نيمي از جمعيت جهان، با درآمدي كمتر از دو دلار در روز زندگي ميكنند كه اكثر اين جمعيت، يا به طور مزمن، گرسنگي و سوءتغذيه را پشت سر ميگذارند و يا به طور مستمر، نگران وعده غذايي آينده خود هستند. بسياري از انسانها، به آب آشاميدني بهداشتي دسترسي ندارند؛ (يك ميليارد نفر)، تعداد بيشتري به برق دسترسي ندارند (دو ميليارد نفر) و بيشتر از اين تعداد، به امكانات بهداشتي دسترسي ندارند (5/2 ميليارد نفر).
اخيراً كتابي در آمريكا منتشر شده است تحت عنوان «در جاده بهشت» و نويسنده آن يكي از روزنامه نگاران اين كشور به نام «ديويد بروكز» است. شهرت اين مؤلف، براي محتواي اين كتاب نيست بلكه براي مؤسساتي است كه او در آنجا كار مي كند. ديويد بروكز هر هفته دوبار در نيويورك تايمز كه يك مؤسسه مطبوعاتي بزرگ آمريكاست مقاله مي نويسد و علاوه بر آن در شبكه تلويزيوني «پي .بي.اس» و شبكه راديوئي «ان.پي.آر» كه سرتاسري هستند سخن پراكني مي كند. با استاندارد و معيار آمريكائي، او يك محافظه كار جناح راست شمرده مي شود.
هدف از نوشتن اين چند سطر اولا طرح يك پرسش است و بعد از آن در صورت امكان كوششى براى يافتن زاويهاى صحيحتر براى نگريستن به موضوع مورد پرسش و بالاخره شايد رسيدن به پاسخى در خور.
پرسش اين است كه منظور امام خمينى از اين که «جنگ ما جنگ فقر و غنا است» و يا «جنگ فقر و غنا شروع شده است و همچنان ادامه خواهد داشت» چيست؟ آيا در اينجا فقر غنا آنگونه كه در عرفان اسلامى مورد بحث قرار مىگيرد فقر و غناى وجودى و از اين رو پديدههايى فردى هستند و يا آن گونه كه در علوم اقتصادى و اجتماعى مورد بحث قرار گرفته است فقر و غناى مادى و از همين رو پديدههاى اجتماعى اند؟ آيا امام خمينى كه «جنگ فقر و غنا» را واقعيتى به گستره سراسر تاريخ مىديدند آن را نيروى محركه تاريخ مىدانستند؟! اگر چنين است نسبت اين انديشه با ايدئولوژى مدرن چپ چگونه خواهد بود؟
در اينجا توجه به دو نكته لازم است:
امروزه نظام سرمايهداري (كاپيتاليسم) يكهتاز ميدان اقتصاد جهان است و به كمك تبليغات گسترده سردمدارانش، خود را تنها نظام اقتصادي كارا و قابل قبول در جهان معرفي كرده است؛ به گونهاي كه كمتر كسي جرأت ميكند، سخن از ناكارايي و اشكالات ساختاري موجود در اين نظام، به ميان آورد.
مقاله پيش رو در پي آن است كه با نگاه به واقعيتهاي اقتصادي موجود در جهان و به كمك آمار و ارقام اقتصادي منتشر شده از سوي مراكز مختلف و تجزيه و تحليل آنها، ادعاي نظام سرمايهداري را مبني بر اين كه كاپيتاليسم تنها نظام كارا و قابل قبول در جهان است، به بوته نقد بكشاند.
جهاني شدن پاردايم عصر جديد است ولي در عين حال ناموزون و داراي پيامدهاي مختلف براي جوامع و دولت هاست و به شكاف و تضاد شمال جنوب دامن مي زند. جهاني شدن به صورت يك نيروي فراملي موجب ساختاربندي مجدد رفتار دولت هاي شمال و جنوب از بيرون شده است و سياست بين المل را قطبي تر كرده است.
جهاني شدن را مي توان به عنوان پارادايم مسلط دوران موجود تلقي نمود. از زماني كه رقابت هاي ژئوپلتيكي و ژئواستراتژيك قدرت هاي بزرگ در چارچوب ساختار نظام دوقطبي پايان پذيرفت، شكل جديدي از رقابت بين بازيگران مختلف ايجاد شد. كشورهاي شمال در وضعيت يكپارچه تري نسبت به گذشته قرار گرفتند. آنها هويت و موجوديت خود را در برابر كشورهاي جنوب تعريف نمودند.
|
در حالي که بر پايه معيارها و اصول تعريف شده علم اقتصاد، افزايش رشد اقتصادي حکايت از بهبود معيشت مردم دارد، اما شاهديم که در کشوري چون هند، به رغم تجربه رشد بالاي اقتصادي، روز به روز دامنه فقر گسترش مييابد. توسل کشورهاي جهان سوم به الگوهاي ديکته شده غربي و بيتوجهي به معيارها و مقولات فرهنگي و اجتماعي جوامع سبب شده، تا نه تنها بهبودي در وضعيت اقتصادي اين گونه جوامع حاصل نشود بلکه الگوهاي سنتي که براي قرنها تأمين کننده معيشت و تدامبخش حيات آنها بوده، فرو بپاشد و بر دامنه مشکلات آنها بيفزايد. |
|
|
يکي از مسايل مهم به وجود آمده در نيم قرن اخير اين است که چرا سرمايهگذاريهاي ابر شرکتها و کمکهاي خارجي و وامهاي بينالمللي ارائه شده به کشورهاي فقير، به رشد فقر و بي عدالتي در اين مناطق انجاميده است؟ امروزه همه ميدانند که کشورهاي پيشرفته با حمايت از سرمايهداران، راه حضور آنان در کشورهاي فقير را هموار مينمايند تا بتوانند از منابع طبيعي و انساني اين کشورها، قوانين ساده انگارانه زيستمحيطي و هزينههاي پايين ايمني و دستمزدهای آنان نهايت استفاده را ببرند. اين ابر شرکتها با تغيير الگوهاي کار و تغذيه و اشتغال در کشورهاي فقير، زندگي مردم را در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي به چالش کشيده و در نهايت سياست آنها به رشد وابستگي و گرسنگي و بدهکاری بيشتر منجر شده است. از سوي ديگر، سازمانهاي بينالمللي اقتصادي دنيا نظير بانک جهاني و صندوق بينالمللي پول نيز به ابزار اجراي اين سياستهاي استعماري تبديل شدهاند. نويسنده اين مقاله معتقد است که اين کمکها تنها در راستاي افزايش ثروت سرمايهگذاران و نه مبارزه با فقر اختصاص مييابد و هدف نهايي آنها نيز تأمين منافع سرمايهگذاران جهاني،تصرف زمينها و اقتصادهاي محلي جهان سوم، سلطه بر بازارهايشان، کاهش دستمزدها، استعمار کارگران، خصوصيسازي اقتصاد بخش عمومي و در نهايت، جلوگيري از شکلگيري رقبايي جديد در عرصه اقتصاد جهاني ميباشد. |